مهاجری: منتظر سناریوی «اگر جنگ نشد» نیستیم!

محمد مهاجری، تحلیلگر و فعال سیاسی اصولگرا با تأکید بر ضرورت همزمانی مذاکرات خارجی با اصلاحات درونی، میگوید: در شرایطی که کشور در معرض جنگ روانی و فشارهای فزاینده خارجی قرار دارد، بیتوجهی به نارضایتیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میتواند اقتصاد و ثبات روانی جامعه را بیش از پیش دچار آسیب کند.
به گزارش تابناک به نقل از اعتماد؛ محمد مهاجری معتقد است : «هماکنون فضای رسانهای کشور به شدت تحت تأثیر اخبار تهدیدآمیز و ضد و نقیض قرار دارد که بخش عمدهای از آن، جنگ روانی است و نه واقعیت میدانی. در روزهای اخیر حجم زیادی از اخبار منتشر میشود که القا میکند جنگ در آستانه وقوع است؛ از امروز و فردا گرفته تا چند هفته آینده. این اخبار، چه در رسانههای رسمی و چه غیررسمی، آرامش روانی جامعه را بههم زده و مستقیما بر وضعیت اقتصادی کشور اثر گذاشته است. وقتی رییسجمهور امریکا یک روز تهدید میکند و روز دیگر از دادن فرصت یکماهه صحبت میکند، این تناقضها بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی باشد، ابزار جنگ روانی است؛ جنگی که هدف اصلی آن، ایجاد نااطمینانی در جامعه ایران است.»
او ادامه میدهد: «: «متأسفانه این فشار روانی اقتصاد کشور را هم فلج میکند. قیمت ارز و طلا با همین اخبار بازی میخورد و فعالان اقتصادی دیگر جرأت تصمیمگیری ندارند. کسی که میخواهد سرمایهگذاری کند، کارگاه بزند، واردات یا صادرات انجام دهد، دستش به کار نمیرود. به نظر میرسد بخشی از هدف غرب دقیقا همین است؛ یعنی در کنار تحریمهای رسمی، با جنگ روانی، اقتصاد را از درون دچار اختلال کنند و نارضایتی عمومی را افزایش دهند.»
این فعال سیاسی و رسانهای با انتقاد از عملکرد منظومه سیاسی کشور در مواجهه با این شرایط میگوید: «به نظر من، نظام تصمیمگیری کشور تحت تأثیر این فضای روانی، دچار نوعی فشلشدگی است. ما دائما درباره احتمال جنگ صحبت میکنیم، اما هیچ وقت سناریوی «اگر جنگ نشد» را مدیریت نمیکنیم. اگر احتمال جنگ شدن و نشدن هر کدام 50 درصد است، چرا برنامهای برای اداره کشور در شرایط جنگ نشدن نداریم؟ جنگ نشدن یعنی کشور باید اداره شود و برای اداره کشور، مهمترین مساله، مدیریت نارضایتیهاست.»
مهاجری با تأکید بر اینکه نارضایتیها صرفا اقتصادی نیست، میگوید: «بخش مهمی از نارضایتیهای موجود، ریشههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد. البته این نارضایتیها در نهایت خود را در قالب مشکلات اقتصادی نشان میدهند، اما همه چیز اقتصاد نیست. موضوعاتی مثل فیلترینگ، سرعت اینترنت، ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات گذشته، بحثهایی مثل طرحهای جنجالی و محدودکننده و حتی ابهامهایی که درباره انتخابات شوراها مطرح شده، همگی در تشدید نارضایتیها نقش داشتهاند. مساله اینجاست که در حال حاضر هیچ نشانه جدی از اصلاح این موارد دیده نمیشود. انگار همه این مسائل در همان نقطهای که بودهاند، متوقف شدهاند و هیچ تلاشی برای ترمیم اعتماد عمومی صورت نمیگیرد. اگر دولت واقعا به دنبال رفع موانع است، باید در کنار مذاکرات خارجی، به صورت جدی به مسائل داخلی هم بپردازد. مذاکرات جای خود را دارد و من معتقدم باید با جدیت دنبال شود، اما این کافی نیست.»
این فعال رسانهای افزود: «برداشت من این است که دولت و مجموعه نظام تلاش میکنند کار به جنگ نکشد و به یک توافق منصفانه دست پیدا کنند؛ این رویکرد قابل دفاع است، اما موفقیت آن بدون اصلاحات داخلی ممکن نیست. در کنار مساله اقتصاد که همچنان اولویت اول کشور است، باید به نارضایتیهای فرهنگی و اجتماعی طبقه متوسط هم توجه شود. بیتوجهی به این لایه اجتماعی، هزینههای سنگینی برای کشور دارد. طبقه متوسط، موتور ثبات و توسعه کشور است. اگر این طبقه دچار سرخوردگی شود، پیامدهای آن نهتنها اقتصادی، بلکه سیاسی و اجتماعی خواهد بود. از سوی دیگر باید توجه داشت، توافق بیرونی بدون همراهی مردم و بدون اصلاحات درونی، نه پایدار است و نه میتواند کشور را از بحران عبور بدهد. اگر قرار است کشور اداره شود، باید همزمان با مذاکرات خارجی، برای ترمیم نارضایتیهای داخلی نیز تصمیمهای شجاعانه گرفته شود.»





